پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

سرپرست ما که می‌نوشد سبک رطل گران را

می‌کند پامال شهوت دسترنج دیگران را

پیکر عریان دهقان را در ایران یاد نارد

آنکه در پاریس بوسد روی سیمین‌پیکران را

شد سیه روز جهان، از لکهٔ سرمایه‌داری

باید از خون شُست یکسر باختر تا خاوران را

انتقام کارگر ای کاش آتش برفروزد

تا بسوزد سربه‌سر این تودهٔ تن‌پروران را

غارتِ غارتگران گردید بیت‌المالِ ملّت

باید از غیرت به غارت داد این غارتگران را

مادر ایران عقیم آمد برای مرد زادن

همچو زن‌ها پیروی کن صنعت رامشگران را

نوک کلک فرخی در آمهٔ خون شد شناور

تا که طوفانی نماید، این محیط بیکران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳زد فصل گل چو خیمه به هامون جنون ما
  2. شمارهٔ ۱۴با دل آغشته در خون گرچه خاموشیم ما
  3. شمارهٔ ۱۵شبیه ماه مکن طفل خردسال مرا
  4. شمارهٔ ۱۶همین بس است ز آزادگی نشانهٔ ما
  5. شمارهٔ ۱۷از بس که غم به سینهٔ من بسته راه را
  6. شمارهٔ ۱۸تا دیده دلم عارِضِ آن رَشکِ پری را
  7. شمارهٔ ۱۹با بتی تا بطی از بادهٔ ناب است مرا
  8. شمارهٔ ۲۰سخت با دل، دل سخت تو به جنگ است اینجا
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.