پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

ما را ز انقلاب سر انتخاب نیست

چون انتخاب ما به جز از انقلاب نیست

دستور انتخاب به دستور داده است

دستی که جز به خون دل ما خضاب نیست

افراد خوب جمله زیان می‌کنند و سود

الا نصیب «لیدِر عالی‌جناب» نیست

گر پرسشی کنی ز خطایای او تو را

جز حرف ژاژ و حربه تهمت جواب نیست

نازم به محفلی که در آن بزم بی‌ریا

فرقی میان هیچکس از شیخ و شاب نیست

شهر خراب و شحنه و شیخ و شهش خراب

گویا در این خرابه به غیر از خراب نیست

رأی خطا به دشمن خود می‌دهد کسی

کز فرط جهل صاحب رأی صواب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
  2. شمارهٔ ۵۰غم نیست که با اهل جفا مهر و وفا داشت
  3. شمارهٔ ۵۱هیچ چیزی نیست کاندر قبضه اشراف نیست
  4. شمارهٔ ۵۲روزگاریست که در دشت جنون خانه ماست
  5. شمارهٔ ۵۳مرگ هم در شبِ هجران به من ارزانی نیست
  6. شمارهٔ ۵۴قمری چو من مدیح تو سرو چمن نگفت
  7. شمارهٔ ۵۵آن پابرهنه را که به دل حرص و آز نیست
  8. شمارهٔ ۵۶از ره داد ز بیدادگران باید کشت
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.