پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

چون باد تا در آن خم گیسو درآمدیم

با خون دل چو نافه آهو درآمدیم

با پای خسته در ره بی انتهای عشق

رفتیم آنقدر که بزانو درآمدیم

دامان پاک ما اگر آلوده شد ز می

از آب توبه شکر که نیکو درآمدیم

روی تو در برابر ما بود جلوه گر

هر جا که رو نهاده و هر سو درآمدیم

ما را مکن ز ریشه که با خواری تمام

در گلشن تو چون گل خودرو درآمدیم

در کوی عشق غلغله ها بس بلند بود

ما هم در آن میان به هیاهو درآمدیم

محراب و کعبه حاجت ما چون روا نکرد

در قبله‌گاه آن خم ابرو درآمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷تا در اقلیم قناعت خودنمایی کرده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۴۸گر ز روی معدلت آغشته در خون می‌شویم
  3. شمارهٔ ۱۴۹هر چند که با فکر جوانیم که بودیم
  4. شمارهٔ ۱۵۰زان طره به پای دل، تا سلسله‌ها دارم
  5. شمارهٔ ۱۵۱خوش آنکه در طریق عدالت قدم زنیم
  6. شمارهٔ ۱۵۲گذشتم از سرافرازی، سر افتادگی دارم
  7. شمارهٔ ۱۵۳به کوی ناامیدی شمع‌آسا محفلی دارم
  8. شمارهٔ ۱۵۴یاد باد آن شب که جا بر خاک کویی داشتیم
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.