پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۳۲

از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم

ظالم نرسیدی تو به فریاد نگاهم

از مردمی پشم تو ای شوخ عجب نیست

گر شاد کنی خاطر ناشاد نگاهم

از چشم من ای شوخ مکن عزم برون شد

ویران چه کنی خانهٔ آباد نگاهم

سوی تو یتیمانه غریبانه ببینم

(افتاده) ... اد نگاهم

صبحم که دم سرد بود هم‌نفس من

شمعم که سرشک آمده همزاد نگاهم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳۴دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
  2. شمارهٔ ۲۳۵روزی که به رویت نظر انداخته بودم
  3. شمارهٔ ۲۳۶چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم
  4. شمارهٔ ۲۳۷دوستان با وصف بی‌تقصیریم
  5. شمارهٔ ۲۳۸عالی ساخته ویران اشکم
  6. شمارهٔ ۲۳۹چه خیال است کزین باغ ثمر جمع کنم
  7. شمارهٔ ۲۴۰با تو عرض جانگدازی می‌کنم
  8. شمارهٔ ۲۴۱به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.