پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۳۴

دوشم گذر فتاد به هامون گریستم

یاد آمد از زمانهٔ مجنون گریستم

یکی قطره حق گریه ز چشمم ادا نشد

با آنکه در فراق تو جیحون گریستم

فهمیده گیر جام درین انجمن که من

خوردم شراب و درعوضش خون گریستم

از برق خنده نیش به حالم زدی و من

از ابر در هوای تو افزون گریستم

خونم به دل ز شوق عتیق لب کسی است

من بی‌سبب به اشک جگرگون گریستم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳۶چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم
  2. شمارهٔ ۲۳۷دوستان با وصف بی‌تقصیریم
  3. شمارهٔ ۲۳۸عالی ساخته ویران اشکم
  4. شمارهٔ ۲۳۹چه خیال است کزین باغ ثمر جمع کنم
  5. شمارهٔ ۲۴۰با تو عرض جانگدازی می‌کنم
  6. شمارهٔ ۲۴۱به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدم
  7. شمارهٔ ۲۴۲همه شور و همه شغب ماییم
  8. شمارهٔ ۲۴۳بس که محو خیال آن رویم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.