پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۳۳

خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم

به یاد چشم او درگوشهٔ میخانه بنشینم

به بزم تیره‌روزان غمت آن عاشق دردم

که هر جا شمع بزم افروخت چون پروانه بنشینم

ز بس زین آشنایان تکلف‌دوست بیزارم

روم یک چند بی‌تکلیف با بیگانه بنشینم

سر پرواز دارم زین خراب‌آباد دل تنگم

نه چغدم من که فارغ‌بال در ویرانه بنشینم

بزرگ و کوچک دنیا ندارد هیچ کیفیت

درین فکرم کنون با شیشه و پیمانه بنشینم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳۵روزی که به رویت نظر انداخته بودم
  2. شمارهٔ ۲۳۶چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم
  3. شمارهٔ ۲۳۷دوستان با وصف بی‌تقصیریم
  4. شمارهٔ ۲۳۸عالی ساخته ویران اشکم
  5. شمارهٔ ۲۳۹چه خیال است کزین باغ ثمر جمع کنم
  6. شمارهٔ ۲۴۰با تو عرض جانگدازی می‌کنم
  7. شمارهٔ ۲۴۱به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدم
  8. شمارهٔ ۲۴۲همه شور و همه شغب ماییم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.