پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۳۸

عالی ساخته ویران اشکم

هیچ کم نیست ز طوفان اشکم

دامن‌افشان چو ز من می‌گذری

می‌رسد تا به گریبان اشکم

شست از یاد تو چون آب روان

پای سبزان گلستان اشکم

وای بر من که درین پیری‌ها

کرده ذبازیچهٔ طفلان اشکم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴۰با تو عرض جانگدازی می‌کنم
  2. شمارهٔ ۲۴۱به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدم
  3. شمارهٔ ۲۴۲همه شور و همه شغب ماییم
  4. شمارهٔ ۲۴۳بس که محو خیال آن رویم
  5. شمارهٔ ۲۴۴جان نثار دلربایان کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۴۵یاد ایامی که در کوی تو مسکن داشتم
  7. شمارهٔ ۲۴۶دستگیری گر امید از هیچ‌کس می‌داشتم
  8. شمارهٔ ۲۴۷عیبم مکن اگر سوی میخانه می‌روم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.