پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۴۷

عیبم مکن اگر سوی میخانه می‌روم

آنجا به ذوق گریه مستانه می‌روم

گاهی به کعبه گاه به بتخانه می‌روم

هر جا که می‌برد دل دیوانه می‌روم

زنجیر را به گردن خود می‌برم به نذر

بهر زیارت دل دیوانه می‌روم

تا همت طلب کنم از بهر سوختن

شب‌ها به طوف مشهد پروانه می‌روم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴۹آه کز کوی او به در رفتم
  2. شمارهٔ ۲۵۰بس که یارم داد دشنام از دعا شرمنده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۵۱گر ز چشم دام می‌دیدم نگاه التفات
  4. شمارهٔ ۲۵۲ما خون به ایاغ خویش کردیم
  5. شمارهٔ ۲۵۳احوال خود بتان به شما عرض می‌کنم
  6. شمارهٔ ۲۵۴من چه گویم چه زین سفر دیدم
  7. شمارهٔ ۲۵۵یاد ایامی‌ که با آن دل‌شکن می‌ساختم
  8. شمارهٔ ۲۵۶ز همرهان درین وادی کجا کاری به کس دارم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.