پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵۵

یاد ایامی‌ که با آن دل‌شکن می‌ساختم

از زبان او برای خود سخن می‌ساختم

این زمان در خانهٔ یوسف مرا آرام نیست

پیش ازین ورنه به بوی پیرهن می‌ساختم

فرصت تعمیر گر می‌داد سیل گریه‌ام

در فراق یوسف بیت‌الحزن می‌ساختم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۵۷خواندی از خیل غلامان خودم
  2. شمارهٔ ۲۵۸کردی بر من جفا چه گویم
  3. شمارهٔ ۲۵۹زین گلستان به خاطر دلگیر می‌روم
  4. شمارهٔ ۲۶۰گر نه سودا به سر زلف بتان می‌کردم
  5. شمارهٔ ۲۶۱پرم در قفس ریخت از بس طپیدن
  6. شمارهٔ ۲۶۲در غمت گریه فراوان کردم
  7. شمارهٔ ۲۶۳نمی‌دانم چه سازم تا دلت از کین بگردانم
  8. شمارهٔ ۲۶۴مرا ای غم ز سر واشو نه دلدارم نه جان دارم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.