پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵۸

کردی بر من جفا چه گویم

بدبخت منم تو را چه گویم

آن ماه نمی‌رسد به دادم

از طالع نارسا چه گویم

دارم گلهٔ دراز زان زلف

القصه به طول‌ها چه گویم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۶۰گر نه سودا به سر زلف بتان می‌کردم
  2. شمارهٔ ۲۶۱پرم در قفس ریخت از بس طپیدن
  3. شمارهٔ ۲۶۲در غمت گریه فراوان کردم
  4. شمارهٔ ۲۶۳نمی‌دانم چه سازم تا دلت از کین بگردانم
  5. شمارهٔ ۲۶۴مرا ای غم ز سر واشو نه دلدارم نه جان دارم
  6. شمارهٔ ۲۶۵من رنگ آن بهار حنا را ندیده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۶۶آسان نه درین بادیه ما کام گرفتیم
  8. شمارهٔ ۲۶۷من ز گیسوی کسی تاری به دست آورده‌ام
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.