پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۶۴

مرا ای غم ز سر واشو نه دلدارم نه جان دارم

ز من دیگر چه می‌خواهی نه این دارم نه آن دارم

تو ای دل خویشتن را بر کناری کش که من با خود

حدیث نازک از وصف میانش در میان دارم

مراچون ره به محفل داده‌ای نزدیک خودبینان

تو حرف آهسته می‌گویی و من گوش گران دارم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۶۶آسان نه درین بادیه ما کام گرفتیم
  2. شمارهٔ ۲۶۷من ز گیسوی کسی تاری به دست آورده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۶۸ز وحشت پای در دامن کشیدن رفت از یادم
  4. شمارهٔ ۲۶۹دل سختش از زاری شود نرم
  5. شمارهٔ ۲۷۰در بند غم فغان چو اساری برآورم
  6. شمارهٔ ۲۷۱خون گشت جگر دگر چه گویم
  7. شمارهٔ ۲۷۲عشق‌‌آموخته‌ای می‌خواهم
  8. شمارهٔ ۲۷۳سخت بیمار ز هجران شده‌ام
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.