پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۶۸

ز وحشت پای در دامن کشیدن رفت از یادم

رمیدم آن قدر از خود رمیدن رفت از یادم

ببین اشکی گره گردیده بر مژگان چه می‌گوید

که از حیرانی حسنت چکیدن رفت از یادم

به دل گفتم کنم پرواز چون صیاد را بینم

چو دیدم دام بر دوشش پریدن رفت از یادم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۷۰در بند غم فغان چو اساری برآورم
  2. شمارهٔ ۲۷۱خون گشت جگر دگر چه گویم
  3. شمارهٔ ۲۷۲عشق‌‌آموخته‌ای می‌خواهم
  4. شمارهٔ ۲۷۳سخت بیمار ز هجران شده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۷۴بر سر کوی تو پای من شکست
  6. شمارهٔ ۲۷۵دل نامهربان او اگر سنگست من دانم
  7. شمارهٔ ۲۷۶چند در مدرسه و کعبه افادت طلبم
  8. شمارهٔ ۲۷۷چین بر جبین ز خوی بد ای مه‌جبین مزن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.