پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۷۰

در بند غم فغان چو اساری برآورم

فریاد یا مجیر اجرنا برآورم

فرصت نداد دست که تا در ره طلب

خاری ز پای بادیه‌پیما برآورم

خطش دمید زود امانم نداد حیف

تا از دماغ ریشهٔ سودا برآورم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۷۲عشق‌‌آموخته‌ای می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۲۷۳سخت بیمار ز هجران شده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۷۴بر سر کوی تو پای من شکست
  4. شمارهٔ ۲۷۵دل نامهربان او اگر سنگست من دانم
  5. شمارهٔ ۲۷۶چند در مدرسه و کعبه افادت طلبم
  6. شمارهٔ ۲۷۷چین بر جبین ز خوی بد ای مه‌جبین مزن
  7. شمارهٔ ۲۷۸هواداری یارن برنمی‌تابد دماغ من
  8. شمارهٔ ۲۷۹مژدهٔ وصل ای صبا برسان
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.