پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۷۹

مژدهٔ وصل ای صبا برسان

خستهٔ هجر را دوا برسان

مدعای دل است ناوک یار

یارب او را به مدعا برسان

بعد مرگم سگان کویش را

استخوان من ای هما برسان

می‌طپم بسملانه در دامت

های صیاد خویش را برسان

ای صبا چون به زلف او گذری

دل ما را ز ما دعا برسان

هست یعقوب چشم بر راهت

بوی پیراهن ای صبا برسان

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۸۱به کوی که خوارند آنجا عزیزان
  2. شمارهٔ ۲۸۲چون تو آیی بر سر بیداد نتوان زیستن
  3. شمارهٔ ۲۸۳در آتشم از عشق و نگویی چه خس است این
  4. شمارهٔ ۲۸۴یک شب قدمی رنجه نما زاری من بین
  5. شمارهٔ ۲۸۵زان لب سخنی شنفته‌ام من
  6. شمارهٔ ۲۸۶قهر و عتاب و جور و جفا می‌کنی مکن
  7. شمارهٔ ۲۸۷خون مرا بریزی و گویی رواست این
  8. شمارهٔ ۲۸۸در لباس دلبران حسن خدایی را ببین
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.