پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸۱

به کوی که خوارند آنجا عزیزان

چرا می‌روی ای دل افتان و خیزان

بخند ای کهن ‌زخم افسرده کامد

صبا از سر زلف او مشک بیزان

به مطلب ظفریاب آسان نگشتیم

که یک عمر بودمی از خود گریزان

ازان گشت در عشق مجنون غلامم

که لیلی است حسن تو را از کنیزان

نشیند به اغیار هر شام آن شمع

نمی‌ترسد از آن ما صبح خیزان

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۸۳در آتشم از عشق و نگویی چه خس است این
  2. شمارهٔ ۲۸۴یک شب قدمی رنجه نما زاری من بین
  3. شمارهٔ ۲۸۵زان لب سخنی شنفته‌ام من
  4. شمارهٔ ۲۸۶قهر و عتاب و جور و جفا می‌کنی مکن
  5. شمارهٔ ۲۸۷خون مرا بریزی و گویی رواست این
  6. شمارهٔ ۲۸۸در لباس دلبران حسن خدایی را ببین
  7. شمارهٔ ۲۸۹جور تو بی‌حساب شد بس کن
  8. شمارهٔ ۲۹۰زلف و رخسار دل‌افروز ببین
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.