پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸۸

در لباس دلبران حسن خدایی را ببین

رو گرفتن را نظر کن خودنمایی را ببین

بند بندم را جدا از یکدگر افکنده است

جان من یک ره بیا ظلم جدایی را ببین

بارها آیینه از شرم رخت گردیده آب

باز می‌آید به روست بی‌حیایی را ببین

خوش فرورفتم به دریای سرشک از دست او

دست من نگرفت پاس آشنایی را ببین

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹۰زلف و رخسار دل‌افروز ببین
  2. شمارهٔ ۲۹۱در فراق آن به دل نزدیک و دور از چشم من
  3. شمارهٔ ۲۹۲بنده پرور ز پی یک دیدن
  4. شمارهٔ ۲۹۳زین دامگاه حادثه رستن نمی‌توان
  5. شمارهٔ ۲۹۴چه دیدی ز من ناز پرورد من
  6. شمارهٔ ۲۹۵از برای غارتم زین‌سان متاز ای نازنین
  7. شمارهٔ ۲۹۶اشکم بکشید پا به دامن
  8. شمارهٔ ۲۹۷ساقی خدای را بر من وصف باده کن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.