پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۹۵

از برای غارتم زین‌سان متاز ای نازنین

اندکی وا زن عنان رخش ناز ای نازنین

شکوه‌ای سرکده بودم تیغ بر فرقم زدی

قصه کوتاه ساختی عمرت دراز ای نازنین

آخر این آیینه روزی زنگ پیدا می‌کند

این‌قدر از سادگی بر خود مناز ای نازنین

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹۷ساقی خدای را بر من وصف باده کن
  2. شمارهٔ ۲۹۸به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزن
  3. شمارهٔ ۲۹۹عبث بی‌عشق عمری زیستم من
  4. شمارهٔ ۳۰۰نمی‌دانستی از طفلی هنوز آن شوخ پان خوردن
  5. شمارهٔ ۳۰۱خون ناحق ریختن از بس که باشد کار او
  6. شمارهٔ ۳۰۲سحر طپیده به خون از بهار خندهٔ تو
  7. شمارهٔ ۳۰۳سرو آمد به سلام قد تو
  8. شمارهٔ ۳۰۴به دل هست بار غمم زان مثابه
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.