پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸۷

خون مرا بریزی و گویی رواست این

این من هلاک طور تو رسم کجاست این

بر خاک ما به دست بلورین گلی بریز

ظالم شهید ناز تو را خون‌بهاست این

بر خاک پای او مگذر تند ای صبا

نتوان به یاد داد دگر توتیاست این

پیر مغان دمی که مرا داد درد می

گفتا مس وجود تو را کیمیاست این

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۸۹جور تو بی‌حساب شد بس کن
  2. شمارهٔ ۲۹۰زلف و رخسار دل‌افروز ببین
  3. شمارهٔ ۲۹۱در فراق آن به دل نزدیک و دور از چشم من
  4. شمارهٔ ۲۹۲بنده پرور ز پی یک دیدن
  5. شمارهٔ ۲۹۳زین دامگاه حادثه رستن نمی‌توان
  6. شمارهٔ ۲۹۴چه دیدی ز من ناز پرورد من
  7. شمارهٔ ۲۹۵از برای غارتم زین‌سان متاز ای نازنین
  8. شمارهٔ ۲۹۶اشکم بکشید پا به دامن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.