پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۹۱

در فراق آن به دل نزدیک و دور از چشم من

ای عزیزان رفته چون یعقوب نور از چشم من

با امید وصل و بیم هجر کار افتاده است

گاه آید اشک ِشیرین گاه شور از چشم من

ای صبا بر خاک پایش گذر چون افتد تو را

عرضه داری آرزومندی ضرور از چشم من

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹۳زین دامگاه حادثه رستن نمی‌توان
  2. شمارهٔ ۲۹۴چه دیدی ز من ناز پرورد من
  3. شمارهٔ ۲۹۵از برای غارتم زین‌سان متاز ای نازنین
  4. شمارهٔ ۲۹۶اشکم بکشید پا به دامن
  5. شمارهٔ ۲۹۷ساقی خدای را بر من وصف باده کن
  6. شمارهٔ ۲۹۸به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزن
  7. شمارهٔ ۲۹۹عبث بی‌عشق عمری زیستم من
  8. شمارهٔ ۳۰۰نمی‌دانستی از طفلی هنوز آن شوخ پان خوردن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.