پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸۰

بر در مهوشان گدایی کن

یک شبی طالع‌آزمایی کن

تیرگی‌های روز هجرم گشت

ای شب وصل روشنایی کن

تا تو را ره به دیر عشق دهند

بر در کعبه جبه‌سایی کن

تا ازین کشتگان شوم ممتاز

دست از خون من حنایی کن

راه گم کرده‌ام به کوچهٔ عقل

حضرت عشق راهنمایی کن

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۸۲چون تو آیی بر سر بیداد نتوان زیستن
  2. شمارهٔ ۲۸۳در آتشم از عشق و نگویی چه خس است این
  3. شمارهٔ ۲۸۴یک شب قدمی رنجه نما زاری من بین
  4. شمارهٔ ۲۸۵زان لب سخنی شنفته‌ام من
  5. شمارهٔ ۲۸۶قهر و عتاب و جور و جفا می‌کنی مکن
  6. شمارهٔ ۲۸۷خون مرا بریزی و گویی رواست این
  7. شمارهٔ ۲۸۸در لباس دلبران حسن خدایی را ببین
  8. شمارهٔ ۲۸۹جور تو بی‌حساب شد بس کن
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.