شمارهٔ ۲۶۰
گر نه سودا به سر زلف بتان میکردم
سود و سرمایهٔ خود جمله زبان میکردم
چشم برگستن ازو نیست مرا ورنه به چشم
قاصد اشک سوی دوست روان میکردم
این زمان راز من از پرده برون افتاده است
یاد آن روز که من عشق نهان میکردم
گر نه سودا به سر زلف بتان میکردم
سود و سرمایهٔ خود جمله زبان میکردم
چشم برگستن ازو نیست مرا ورنه به چشم
قاصد اشک سوی دوست روان میکردم
این زمان راز من از پرده برون افتاده است
یاد آن روز که من عشق نهان میکردم
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.