پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵۶

ز همرهان درین وادی کجا کاری به کس دارم

ز دل الفت همین باناله مانند جرس دارم

مرا در عشق باشد با دم آهنگران نسبت

که دامن می‌زنم بر آتش خود تا نفس دارم

گلستان در گلستان گشتم آرامم نشد روزی

فراغ بال اگر باشد کمانی در قفس دارم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۵۸کردی بر من جفا چه گویم
  2. شمارهٔ ۲۵۹زین گلستان به خاطر دلگیر می‌روم
  3. شمارهٔ ۲۶۰گر نه سودا به سر زلف بتان می‌کردم
  4. شمارهٔ ۲۶۱پرم در قفس ریخت از بس طپیدن
  5. شمارهٔ ۲۶۲در غمت گریه فراوان کردم
  6. شمارهٔ ۲۶۳نمی‌دانم چه سازم تا دلت از کین بگردانم
  7. شمارهٔ ۲۶۴مرا ای غم ز سر واشو نه دلدارم نه جان دارم
  8. شمارهٔ ۲۶۵من رنگ آن بهار حنا را ندیده‌ام
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.