پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵۳

احوال خود بتان به شما عرض می‌کنم

رحمی وگرنه پیش خدا عرض می‌کنم

اظهار عیب گر به تو گفتم ز کینه نیست

آیینه‌ام ز روی صفا عرض می‌کنم

بر پای خود نگار ز خون دلم ببند

دارم به دست مشت حنا عرض می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۵۵یاد ایامی‌ که با آن دل‌شکن می‌ساختم
  2. شمارهٔ ۲۵۶ز همرهان درین وادی کجا کاری به کس دارم
  3. شمارهٔ ۲۵۷خواندی از خیل غلامان خودم
  4. شمارهٔ ۲۵۸کردی بر من جفا چه گویم
  5. شمارهٔ ۲۵۹زین گلستان به خاطر دلگیر می‌روم
  6. شمارهٔ ۲۶۰گر نه سودا به سر زلف بتان می‌کردم
  7. شمارهٔ ۲۶۱پرم در قفس ریخت از بس طپیدن
  8. شمارهٔ ۲۶۲در غمت گریه فراوان کردم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.