پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۴۵

یاد ایامی که در کوی تو مسکن داشتم

پای دیواری برای گریه‌کردن داشتم

عشق از فرهاد و مجنون گشت رسوای جهان

پاس ناموس محبت را همین من داشتم

سر به پایت می‌گذارم عذرم ای قاتل پذیر

حق شمشیر تو از عمری به گردم داشتم

عشق کرداست این چنین امروز ناقابل مرا

ورنه من زین پیش استعداد هر فن داشتم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴۷عیبم مکن اگر سوی میخانه می‌روم
  2. شمارهٔ ۲۴۸صرف محبت تو شد حاصل زندگانیم
  3. شمارهٔ ۲۴۹آه کز کوی او به در رفتم
  4. شمارهٔ ۲۵۰بس که یارم داد دشنام از دعا شرمنده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۵۱گر ز چشم دام می‌دیدم نگاه التفات
  6. شمارهٔ ۲۵۲ما خون به ایاغ خویش کردیم
  7. شمارهٔ ۲۵۳احوال خود بتان به شما عرض می‌کنم
  8. شمارهٔ ۲۵۴من چه گویم چه زین سفر دیدم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.