پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۳۶

چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم

گریم و هر لحظه لختی از جگر ضایع کنم

هیچ‌کس از اهل مجلس قابل نظاره نیست

تا به کی من شمع‌سان نور نظر ضایع کنم

صبرم آخر بر سر رحم آورد صیاد را

از طپیدن‌ها چه حاصل بال و پر ضایع کنم

خاک بر سر کرده اینک می‌روم از کوی تو

چند پیشت آبروی چشم تر ضایع کنم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳۸عالی ساخته ویران اشکم
  2. شمارهٔ ۲۳۹چه خیال است کزین باغ ثمر جمع کنم
  3. شمارهٔ ۲۴۰با تو عرض جانگدازی می‌کنم
  4. شمارهٔ ۲۴۱به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدم
  5. شمارهٔ ۲۴۲همه شور و همه شغب ماییم
  6. شمارهٔ ۲۴۳بس که محو خیال آن رویم
  7. شمارهٔ ۲۴۴جان نثار دلربایان کرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۴۵یاد ایامی که در کوی تو مسکن داشتم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.