پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۳۱

گاهی نیازد آن ماه یادم

از طالع خود بی‌اعتقادم

کاری نیامد از ناله و آه

اوقات خود را بر باد دادم

چون یکسر مو سودش ندیدم

سودای زلفش از سر نهادم

ای نوجوانان من کهنه پیرم

دستم بگیرید از پا فتادم

شد پنجه من با جیب دشمن

تا دامن دوست از دست دادم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳۳خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم
  2. شمارهٔ ۲۳۴دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
  3. شمارهٔ ۲۳۵روزی که به رویت نظر انداخته بودم
  4. شمارهٔ ۲۳۶چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم
  5. شمارهٔ ۲۳۷دوستان با وصف بی‌تقصیریم
  6. شمارهٔ ۲۳۸عالی ساخته ویران اشکم
  7. شمارهٔ ۲۳۹چه خیال است کزین باغ ثمر جمع کنم
  8. شمارهٔ ۲۴۰با تو عرض جانگدازی می‌کنم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.