پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲۹

از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم

دل اگر با ستمت شاد ندارم چه کنم

بی‌سبب نیست اگر من به قفس تن زده‌ام

رخصت ناله ز صیاد ندارم چه کنم

بیت ابروی تو پیوسته نمایم تکرار

مطلعی بهتر ازین یاد ندارم چه کنم

تاب دیدار تو چون آیینه گر نیست مرا

چه کنم طاقت فولاد ندارم چه کنم

کنده‌ام جان پی شیرین‌دهنی من هم لیک

طالع شهرت فرهاد ندارم چه کنم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۳۱گاهی نیازد آن ماه یادم
  2. شمارهٔ ۲۳۲از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم
  3. شمارهٔ ۲۳۳خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم
  4. شمارهٔ ۲۳۴دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
  5. شمارهٔ ۲۳۵روزی که به رویت نظر انداخته بودم
  6. شمارهٔ ۲۳۶چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم
  7. شمارهٔ ۲۳۷دوستان با وصف بی‌تقصیریم
  8. شمارهٔ ۲۳۸عالی ساخته ویران اشکم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.