پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲۷

در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم

همره قافلهٔ لخت جگر می‌آیم

گر روم از سر کوی تو کجا خواهم رفت

می‌روم شام چو خورشید سحر می‌آیم

دارم امید که ضایع نرود آمدنم

نالهٔ شوقم و لبریز اثر می‌آیم

آمدن تا سر کوی تو ضرور است مرا

پا اگر ماند ز رفتار به سر می‌آیم

از دل غرفه به خونم چه خبرهاست که نیست

قاصد اشکم و از کوی جگر می‌آیم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲۹از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم
  2. شمارهٔ ۲۳۰من کجا معتبرش می‌گردم
  3. شمارهٔ ۲۳۱گاهی نیازد آن ماه یادم
  4. شمارهٔ ۲۳۲از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم
  5. شمارهٔ ۲۳۳خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم
  6. شمارهٔ ۲۳۴دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
  7. شمارهٔ ۲۳۵روزی که به رویت نظر انداخته بودم
  8. شمارهٔ ۲۳۶چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.