پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲۵

دیدم به خواب امشب زلفت به دست جمعی

خوابی چنین پریشان دیدم ندیده بودم

سیمین‌بری تو جانان لیکن دل تو سنگ است

در سیم سنگ پنهان دیدم ندیده بودم

برد احتاجم آخر بر آستان دونان

چین جبین دربان دیدم ندیده بودم

تسبیح فتاده از دست زنار در گلوگاه

این کافر مسلمان دیدم ندیده بودم

از لطف یار واقف پنهان به سوی من دید

لطفی چنین نمایان دیدم ندیده بودم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲۷در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم
  2. شمارهٔ ۲۲۸حدیث گرمی خوی تو بر زبان دارم
  3. شمارهٔ ۲۲۹از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم
  4. شمارهٔ ۲۳۰من کجا معتبرش می‌گردم
  5. شمارهٔ ۲۳۱گاهی نیازد آن ماه یادم
  6. شمارهٔ ۲۳۲از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم
  7. شمارهٔ ۲۳۳خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم
  8. شمارهٔ ۲۳۴دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.