پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲۴

گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم

ظالم از دست تو فریاد کنم یا نکنم

ای قدیمان قفس تازه به دام آمده‌ام

ناله در خانهٔ صیاد کنم یا نکنم

وعدهٔ وصل به من می‌دهد آن سست وفا

دل غمدیده به آن شاد کنم یا نکنم

من به امید تو ای خسرو شیرین‌دهنان

جان کنی پیشه چو فرهاد کنم یا نکنم

ناله دیریست که در سینهٔ من زندانیست

چیست فرمان تو آزاد کنم یا نکنم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲۶من دل گم گشته جویان می‌روم
  2. شمارهٔ ۲۲۷در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم
  3. شمارهٔ ۲۲۸حدیث گرمی خوی تو بر زبان دارم
  4. شمارهٔ ۲۲۹از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم
  5. شمارهٔ ۲۳۰من کجا معتبرش می‌گردم
  6. شمارهٔ ۲۳۱گاهی نیازد آن ماه یادم
  7. شمارهٔ ۲۳۲از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم
  8. شمارهٔ ۲۳۳خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.