پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲۱

برت شاد آدم ناشاد رفتم

به آه و ناله و فریاد رفتم

کشادی زلف و روزم شب نمودی

تو خوش بنشین شبت خوش باد رفتم

مرا از سوختن دیگر چه پروا

که خاکستر شدم بر باد رفتم

به نسیان نسبتش کردن ادب نیست

گناه من گرش از یاد رفتم

ندارم در قفس از ناله ذوقی

مگر از خاطر صیاد رفتم

بسی جان کندم و شیرین نشد کام

به کام تلخ چون فرهاد رفتم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲۳به تیغ یار اگر سودا نمی‌کردم چه می‌کردم
  2. شمارهٔ ۲۲۴گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم
  3. شمارهٔ ۲۲۵دیدم به خواب امشب زلفت به دست جمعی
  4. شمارهٔ ۲۲۶من دل گم گشته جویان می‌روم
  5. شمارهٔ ۲۲۷در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم
  6. شمارهٔ ۲۲۸حدیث گرمی خوی تو بر زبان دارم
  7. شمارهٔ ۲۲۹از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم
  8. شمارهٔ ۲۳۰من کجا معتبرش می‌گردم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.