پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲۰

چرا سر بر درت افتاده باشم

چرا سر در جهان بنهاده باشم

روم از آستانت دل گرفته

چرا با چون تویی دل داده باشم

غلام کس نیم فارغ نشینم

چرا در خدمتت استاده باشم

شعار خود چرا سازم وفا را

چرا بهر جفا آماده باشم

ز لوح دل بشویم نقش باطل

چرا مفتون روی ساده باشم

شکایت واگذارم پیچ در پیچ

چرا طومار غم بگشاده باشم

چرا افتم به بند طرهٔ زلف

روم زین بندها آزاده باشم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲۲همدم از گریهٔ خونین دارم
  2. شمارهٔ ۲۲۳به تیغ یار اگر سودا نمی‌کردم چه می‌کردم
  3. شمارهٔ ۲۲۴گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم
  4. شمارهٔ ۲۲۵دیدم به خواب امشب زلفت به دست جمعی
  5. شمارهٔ ۲۲۶من دل گم گشته جویان می‌روم
  6. شمارهٔ ۲۲۷در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم
  7. شمارهٔ ۲۲۸حدیث گرمی خوی تو بر زبان دارم
  8. شمارهٔ ۲۲۹از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.