پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱۸

یا رب به او چگونه شود آشنا دلم

مسکین دلم فقیر دلم بی‌نوا دلم

حاشا که از جفای تو ترک وفا کنم

عاشق دلم اسیر دلم مبتلا دلم

در راه شوق اشک روان کرده بی‌شمار

همچون امیر قافله رفت از قفا دلم

جز آرزوی یک نگه لطف دلبران

دیگر چه کرده است گناه شما دلم

دیگر ز ضعف طاقت گردیدنش نماند

جای مرو که تا نرود جابه‌جا دلم

تا دیدمت خراب شدم ورنه پیش ازین

بودست جان من قدری پارسا دلم

در عین گریه بر سر من یک سحر بیا

بنگر چه می‌کند ز غمت دیده با دلم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۲۰چرا سر بر درت افتاده باشم
  2. شمارهٔ ۲۲۱برت شاد آدم ناشاد رفتم
  3. شمارهٔ ۲۲۲همدم از گریهٔ خونین دارم
  4. شمارهٔ ۲۲۳به تیغ یار اگر سودا نمی‌کردم چه می‌کردم
  5. شمارهٔ ۲۲۴گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم
  6. شمارهٔ ۲۲۵دیدم به خواب امشب زلفت به دست جمعی
  7. شمارهٔ ۲۲۶من دل گم گشته جویان می‌روم
  8. شمارهٔ ۲۲۷در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.