پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱۶

تو را ای دل به جای می‌فرستم

به شوخ میرزای می‌فرستم

خدا بادا نگهبان تو ای دل

تو را پیش بلای می‌فرستم

پذیرد گر سگش از خون دیده

دو قاشق شوربای می‌فرستم

شکایت‌نامهٔ بخت سیه را

به چشم سرمه‌سای می‌فرستم

ندارم تحفهٔ مقبول درگاه

تهی‌دستم دعای می‌فرستم

به دورافتادگان از خاک کویش

تبرک توتیای می‌فرستم

به دست گریهٔ خونین ز عمری

نگاری را حنای می‌فرستم

دل من قمری و بلبل مزاجست

به سرو و گل قبای می‌فرستم

ز بیم مدعی آن ساده‌رو را

خط بی‌مدعای می‌فرستم

ز طور من بود بیگانه قاصد

دل دردآشنای می‌فرستم

زکواهٔ ناله مرغان چمن را

سحر برگ و نوای می‌فرستم

تو چون در کلبه‌ام آیی من از رشک

دل و جان را به جای می‌فرستم

ستاند تا جواب عرضه زان شاه

برش مبرم گدای می‌فرستم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۸یا رب به او چگونه شود آشنا دلم
  2. شمارهٔ ۲۱۹غم و درد را جست‌وجو می‌کنم
  3. شمارهٔ ۲۲۰چرا سر بر درت افتاده باشم
  4. شمارهٔ ۲۲۱برت شاد آدم ناشاد رفتم
  5. شمارهٔ ۲۲۲همدم از گریهٔ خونین دارم
  6. شمارهٔ ۲۲۳به تیغ یار اگر سودا نمی‌کردم چه می‌کردم
  7. شمارهٔ ۲۲۴گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم
  8. شمارهٔ ۲۲۵دیدم به خواب امشب زلفت به دست جمعی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.