پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱۴

خوشم از نعرهٔ مستانهٔ دل

خدا آباد دارد خانهٔ دل

تمام شب مرا بی‌تاب دارد

طپیدن‌های سیمابانهٔ دل

مرا از دست این شکرکلامان

عجب زهریست در پیمانهٔ دل

بلاها خفته‌اند اینجا خبردار

قدم فهمیده نه در خانهٔ دل

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۶تو را ای دل به جای می‌فرستم
  2. شمارهٔ ۲۱۷شوخ و بی‌باک و آفتی چه کنم
  3. شمارهٔ ۲۱۸یا رب به او چگونه شود آشنا دلم
  4. شمارهٔ ۲۱۹غم و درد را جست‌وجو می‌کنم
  5. شمارهٔ ۲۲۰چرا سر بر درت افتاده باشم
  6. شمارهٔ ۲۲۱برت شاد آدم ناشاد رفتم
  7. شمارهٔ ۲۲۲همدم از گریهٔ خونین دارم
  8. شمارهٔ ۲۲۳به تیغ یار اگر سودا نمی‌کردم چه می‌کردم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.