پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱۰

فرودم آمدی در دل مبارک

تو را ای ماه این منزل مبارک

من ای همدم فکندم دل به دریا

تو را آسایش ساحل مبارک

محبت گفت تا خون شد دل من

که حل شد عقدهٔ مشکل مبارک

طپیدن‌ها تماشا می‌کند یار

مبارک ای دل بسمل مبارک

من ای همراه ز پا افتادم اینک

تو را همراهی محمل مبارک

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۲تن شد از سنگ جفای او مرا فیروزه‌رنگ
  2. شمارهٔ ۲۱۳عمر بگذشت و ندیدم از تو گاهی روی دل
  3. شمارهٔ ۲۱۴خوشم از نعرهٔ مستانهٔ دل
  4. شمارهٔ ۲۱۵ز گریه دامن گل گشته است محشر گل
  5. شمارهٔ ۲۱۶تو را ای دل به جای می‌فرستم
  6. شمارهٔ ۲۱۷شوخ و بی‌باک و آفتی چه کنم
  7. شمارهٔ ۲۱۸یا رب به او چگونه شود آشنا دلم
  8. شمارهٔ ۲۱۹غم و درد را جست‌وجو می‌کنم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.