پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۸

شب که در کلبهٔ من بود چراغ

یک دم از گریه نیاسود چراغ

نیست جز داغ غم عشق ایاز

بر سر تربت محمود چراغ

حال آن شعلهٔ رخسار از خط

شد چنان تیره که از دود چراغ

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۰فرودم آمدی در دل مبارک
  2. شمارهٔ ۲۱۱ماند دست آرزویم خالی از دنیای خشک
  3. شمارهٔ ۲۱۲تن شد از سنگ جفای او مرا فیروزه‌رنگ
  4. شمارهٔ ۲۱۳عمر بگذشت و ندیدم از تو گاهی روی دل
  5. شمارهٔ ۲۱۴خوشم از نعرهٔ مستانهٔ دل
  6. شمارهٔ ۲۱۵ز گریه دامن گل گشته است محشر گل
  7. شمارهٔ ۲۱۶تو را ای دل به جای می‌فرستم
  8. شمارهٔ ۲۱۷شوخ و بی‌باک و آفتی چه کنم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.