پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۰

آنکه فکر دل بیمار نکرد است منم

درد خود پیش کس اظهار نکرد است منم

آنکه با دشمنی اقرار نمود است تویی

وانکه از دوستی انکار نکرد است منم

آنکه در چشم سگانت ز وفا خوار شده

وانکه از خوارشدن عار نکرد است منم

آنکه چون عمر وفادار نبوده است تویی

وانکه در عمر جز این کار نکرد است منم

آنکه عمری به سر آورده در اندیشهٔ یار

وانکه اندیشه ز اغیار نکرد است منم

آنکه ره در دل اغیار به زاری کرده

وانکه راهی به دل یار نکرد است منم

آنکه بر باد فنا رفته سر و سامانش

ترک آن یار هوادار نکرد است منم

آنکه از درد به لب آمده جانش صد بار

درد دل پیش تو یک‌بار نکرد است منم

آنکه نالیده بسی بر در دل‌ها واقف

زاری او به دلی کار نکرد است منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۲رفتم که کسی به هم رسانم
  2. شمارهٔ ۷۲۳بر سر کوی وفا می‌گریم
  3. شمارهٔ ۷۲۴تا به داغ او سری می‌داشتم
  4. شمارهٔ ۷۲۵رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم
  5. شمارهٔ ۷۲۶نمی‌کردم شب هجران اگر زاری چه می‌کردم
  6. شمارهٔ ۷۲۷گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
  7. شمارهٔ ۷۲۸تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  8. شمارهٔ ۷۲۹به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.