پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

به هر جا آن سهی‌بالا کند رقص

قیامت خیزد و برپا کند رقص

ز شوقت آنچنان دل می‌کند رقص

که گویی مرغ بسمل می‌کند رقص

مبارک سوختن وارسته‌ای را

که در آتش سپندآسا کند رقص

دلم می‌رقصد از ذوق لب او

چو صوفی کز پی حلوا کند رقص

کند روشن دل از آزادگی حال

شرر چون جست از خارا کند رقص

به این بالا تو چون در رقص آیی

ملک در عالم بالا کند رقص

چو مجنون گرد در ویرانه بیند

به یاد محمل لیلی کند رقص

کشیدم پای در دامان تمکین

نرقصم گر همه دنیا کند رقص

تو چون بر مسند دیبا نشینی

ز شادی صورت دیبا کند رقص

دهی گر وعدهٔ رحمی به واقف

ز شادی از همه اعضا کند رقص

ردیف الضاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵از دام‌گاه دهر رمیدم به احتیاط
  2. شمارهٔ ۵۹۶راه دل را می‌کند آن شوخ بی‌پروا غلط
  3. شمارهٔ ۵۹۷به آن کسی که کند یک دل پریشان جمع
  4. شمارهٔ ۵۹۸زان پیشتر که گل کند از برگ لاله داغ
  5. شمارهٔ ۵۹۹گر نسوزد شام مرگم کس به خاک من چراغ
  6. شمارهٔ ۶۰۰بی‌برگ شد ز باد خزان شاخسار حیف
  7. شمارهٔ ۶۰۱هرگز نشد دل ما یک‌دم به ما موافق
  8. شمارهٔ ۶۰۲چون شاخ‌های درختی که شد ز سرما خشک
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.