پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۵

از دام‌گاه دهر رمیدم به احتیاط

دامن بخارزار کشیدم به احتیاط

چسبیده بود بس که به پیکان او دلم

از سینه تیر یار کشیدم به احتیاط

آخر مرا گذار به دام و قفس فتاد

هرچند ز آشیانه پریدم به احتیاط

تا کار من به نرگس جادوی او فتاد

بر خونش ان ‌یکاد دمیدم به احتیاط

از بس که داشت آیینهٔ روی او صفا

در پیش یار آه کشیدم به احتیاط

در نوش بس که تعبیهٔ نیش ددیده‌ام

آن لب شی وصال مکیدم به احتیاط

ناصح نگشت یک سحنت دلنشین من

هرچند گفتهٔ تو شنیدم به احتیاط

آخر ز من نشست غباری به خاطرش

در کوی او اگرچه طپیدم به احتیاط

رسوای عالمی شدم آخر به رنگ صبح

واقف اگرچه جیب دریدم به احتیاط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۷به آن کسی که کند یک دل پریشان جمع
  2. شمارهٔ ۵۹۸زان پیشتر که گل کند از برگ لاله داغ
  3. شمارهٔ ۵۹۹گر نسوزد شام مرگم کس به خاک من چراغ
  4. شمارهٔ ۶۰۰بی‌برگ شد ز باد خزان شاخسار حیف
  5. شمارهٔ ۶۰۱هرگز نشد دل ما یک‌دم به ما موافق
  6. شمارهٔ ۶۰۲چون شاخ‌های درختی که شد ز سرما خشک
  7. شمارهٔ ۶۰۳بر کمر توشه از لخت جگر دارد اشک
  8. شمارهٔ ۶۰۴روز ازل که گشت غمت آشنای دل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.