پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

زان پیشتر که گل کند از برگ لاله داغ

کردند لخت لخت دلم را حواله داغ

منزل به کوی سوخته جانان خریده‌ام

ما را به جای مهر بود بر قباله داغ

در هر رساله‌ای که نویسند نام من

چون برگ‌های لاله شود آن رسالهداغ

آن بی‌قرار سوخته جانم که می‌کنم

همسایه را تمام شب از آه و ناله داغ

واقف ز محرمان کهنسال در جهان

صدساله درد دارم و هفتادساله داغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰بی‌برگ شد ز باد خزان شاخسار حیف
  2. شمارهٔ ۶۰۱هرگز نشد دل ما یک‌دم به ما موافق
  3. شمارهٔ ۶۰۲چون شاخ‌های درختی که شد ز سرما خشک
  4. شمارهٔ ۶۰۳بر کمر توشه از لخت جگر دارد اشک
  5. شمارهٔ ۶۰۴روز ازل که گشت غمت آشنای دل
  6. شمارهٔ ۶۰۵هرچند که با من است این دل
  7. شمارهٔ ۶۰۶کی درد به افسانه و افسون رود از دل
  8. شمارهٔ ۶۰۷می‌روم هر سو دوان از دست دل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.