پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۲

ای شوخ ز آزار دل ریش بیندیش

هرچند نه‌ای عاقب‌اندیش بیندیش

ترسم جهد از شست دلم ناوک آهی

ای سخت‌کمان ترک جفاکیش بیندیش

در حسن توانگر شده‌ای دیدهٔ بد دور

از غارت صبر من درویش بیندیش

فهمیده قدم نه به ره پرخطر عشق

زان پیش که پایت رود از نیش بیندیش

تا چند به بازیچه کنی زلف پریشان

دل را مرسان این همه تشویش بیندیش

ای ساده‌رخ از درد دل سوخته جانم

زان پیش که آید به رخت ریش بیندیش

هرکس کند اندیشه ز بیگانه تو واقف

گر صاحب اندیشه‌ای از خویش بیندیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۴چون ماجرای هجر به جانان کنیم عرض
  2. شمارهٔ ۵۹۵از دام‌گاه دهر رمیدم به احتیاط
  3. شمارهٔ ۵۹۶راه دل را می‌کند آن شوخ بی‌پروا غلط
  4. شمارهٔ ۵۹۷به آن کسی که کند یک دل پریشان جمع
  5. شمارهٔ ۵۹۸زان پیشتر که گل کند از برگ لاله داغ
  6. شمارهٔ ۵۹۹گر نسوزد شام مرگم کس به خاک من چراغ
  7. شمارهٔ ۶۰۰بی‌برگ شد ز باد خزان شاخسار حیف
  8. شمارهٔ ۶۰۱هرگز نشد دل ما یک‌دم به ما موافق
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.