پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۱

اشک من تا دامن محشر نمی‌گیرد قرار

بس که غلطان است این گوهر نمی‌گیرد قرار

بر سر بالین من زود آ که این بیمار را

زیر سر بالین به بالین سر نمی‌گیرد قرار

رفتی و بر هم زدی ظالم قرار جان و دل

بی‌تو جان در جسم و دل دربر نمی‌گیرد قرار

تا جدل افتادم از جعد خراب‌آباد خویش

خاطرم در هیچ بوم و بر نمی‌گیرد قرار

از طپیدن چاره نبود در جهان افتاده را

چون سپند افتاد در مجمر نمی‌گیرد قرار

کرد سرگردانیم سرگشته داغ عشق را

بر سر سرگشتگان افسر نمی‌گیرد قرار

از دیار ما به غارت برده‌اند آرام را

هر که می‌آید درین کشور نمی‌گیرد قرار

تا چراغ کلبهٔ ماراست نور زندگی

از وزیدن لحظه‌ای صرصر نمی‌گیرد قرار

بی‌تو دل گر بی‌قراری می‌کند معذور دار

جز تو در دل دلبر دیگر نمی‌گیرد قرار

ناصح از بند گران تدبیر من کردن عبث

کشتی طوفانی از لنگر نمی‌گیرد قرار

خواب آسایش مگر در خاک کوی او کند

این دل بیمار بر بهتر نمی‌گیرد قرار

کی مرا ناکشته چشم او شود مایل به خواب

تا نریزد به خونم این کافر نمی‌گیرد قرار

دل که باشد تشنهٔ چاه زنخدان کسی

گر فتد در زمزم و کوثر نمی‌گیرد قرار

تا بود طول امل دل را فراغت مشکل است

تا رسن برجاست بازیگر نمی‌گیرد قرار

هر که چون شمع است روشن دل درین ظلمت‌سرا

تا نسازد صرف سیم و زر نمی‌گیرد قرار

ماه من از بس که واقف تشنهٔ خون منست

همچو ماهی در کفش خنجر نمی‌گیرد قرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۳دور از تو آنچه خواست به ما کرد روزگار
  2. شمارهٔ ۵۵۴ز بس که آمده در بند من به جان زنجیر
  3. شمارهٔ ۵۵۵آنکه دل را یاد او بخشد سرور از راه دور
  4. شمارهٔ ۵۵۶خون من بر طرف دامانش نگر
  5. شمارهٔ ۵۵۷در محبت بی‌سرانجامیم نام ما مبر
  6. شمارهٔ ۵۵۸ما قفس پرورده مرغانیم اسیر یکدگر
  7. شمارهٔ ۵۵۹صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ مدار
  8. شمارهٔ ۵۶۰هر شام می‌افروزم شمع مزار دیگر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.