پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ مدار

به مردمی ز من این توتیا دریغ مدار

تو قاصد آنچه شنیدی ازو بگو با من

ز آشنا سخن آشنا دریغ مدار

شنیده‌ایم تو ای عشق کیمیا داری

بیا و از مس ما کیمیا دریغ مدار

تمام چشم به راهند همچو آیینه

قدم ز خانهٔ اهل صفا دریغ مدار

ز من که ساکن بیت‌الحزن شدم بی او

نسیم پیرهنش ای صبا دریغ مدار

دواست آن لب و ما جمله دردمندانیم

عنایتی کن و از ما دوا دریغ مدار

تو شاه حسنی و ما کمترین گدای توایم

نگاه لطف به حال گدا دریغ مدار

به آن نهال بهشتی صبا بگو از من

که برگ عیش ازین بینوا دریغ مدار

مرا ز دولت خود بی‌نصیب نگذاری

وفا اگر نتوانی جفا دریغ مدار

ز لطف بندهٔ خود خوانده‌ای چو واقف را

ز بنده لطف برای خدا دریغ مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱ما را کجاست حوصلهٔ جنگ روزگار
  2. شمارهٔ ۵۶۲آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگر
  3. شمارهٔ ۵۶۳دلش از درد محبت نطپیدست هنوز
  4. شمارهٔ ۵۶۴سخن از هجر مگو بنده‌نواز
  5. شمارهٔ ۵۶۵دل صدپاره‌ام ای شوخ جفا کار مسوز
  6. شمارهٔ ۵۶۶سوختی دل را و در جانی هنوز
  7. شمارهٔ ۵۶۷کشتی و سرزنش کندم طعنه‌زن هنوز
  8. شمارهٔ ۵۶۸گشتم هلاک و درد تو دارم به جان هنوز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.