پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

ما قفس پرورده مرغانیم اسیر یکدگر

خاطری خوش می‌نماییم از صفیر یکدگر

دلبران در قتل عاشق مشورت با هم کنند

پادشاهانند این قوم و وزیر یکدگر

چون جوانان تیر بی‌رحمی به عاشق سر دهند

هر زمان گویند صد رحمت به تیر یکدگر

چون دو آیینه که داری روبه‌رو اهل صفا

آگهی دارند از ما فی‌الضمیر یکدیگر

یاد آن شب‌ها که در کوی کسی از فرط ضعف

ما و دل بودیم واقف دستگیر یکدگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰هر شام می‌افروزم شمع مزار دیگر
  2. شمارهٔ ۵۶۱ما را کجاست حوصلهٔ جنگ روزگار
  3. شمارهٔ ۵۶۲آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگر
  4. شمارهٔ ۵۶۳دلش از درد محبت نطپیدست هنوز
  5. شمارهٔ ۵۶۴سخن از هجر مگو بنده‌نواز
  6. شمارهٔ ۵۶۵دل صدپاره‌ام ای شوخ جفا کار مسوز
  7. شمارهٔ ۵۶۶سوختی دل را و در جانی هنوز
  8. شمارهٔ ۵۶۷کشتی و سرزنش کندم طعنه‌زن هنوز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.