پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۰

هر شام می‌افروزم شمع مزار دیگر

کاید به کلبهٔ ما آن ماه بار دیگر

گر زین دیار رفتم من در دیار دیگر

حاشا که برگزیند دل بر تو یار دیگر

دستی بکن نگارین از خون ما وگرنه

می‌خواهد این جفا را از من نگار دیگر

با آنکه اشک و آهم بر عاشقی گواهست

پیش تو مدعی را هست اعتبار دیگر

جز پیرهن‌دریدن کاری نیامد از من

کاین دست آشنا نیست اصلا به کار دیگر

از در درآ که دارد هر لحظه از برایت

دل اشتیاق دیگر چشم انتظار دیگر

یک روزگار کردم با درد هجر او صرف

افتاد وصل دردا بر روزگار دیگر

امشب تو با که خوردی بر بستر که خفتی

کامروز چشم مستت دارد خمار دیگر

از چند روز صیاد بی‌اعتناست با من

در دامش اوفتاده شاید شکار دیگر

از پیشگاه نازش گردیده است مأمور

مژگان به کار دیگر ابرو به کار دیگر

تو برقرار خویشی وز حسرت وصالت

هر لحظه می‌سپارد جان بیقرار دیگر

نقش تو کی نشیند با آن نگار واقف

تا هست در دل تو نقش نگار دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۲آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگر
  2. شمارهٔ ۵۶۳دلش از درد محبت نطپیدست هنوز
  3. شمارهٔ ۵۶۴سخن از هجر مگو بنده‌نواز
  4. شمارهٔ ۵۶۵دل صدپاره‌ام ای شوخ جفا کار مسوز
  5. شمارهٔ ۵۶۶سوختی دل را و در جانی هنوز
  6. شمارهٔ ۵۶۷کشتی و سرزنش کندم طعنه‌زن هنوز
  7. شمارهٔ ۵۶۸گشتم هلاک و درد تو دارم به جان هنوز
  8. شمارهٔ ۵۶۹رفتی و فتاد از نوا ساز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.