پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۶

خون من بر طرف دامانش نگر

با من این لطف نمایانش نگر

کند بنیاد دلم دینش ببین

کعبه ویران کرد ایمانش نگر

با وجودش خنده می‌آید تو را

ای سحر چاک گریبانش نگر

خط باطل می‌کشد بر نام من

در حق من مد احسانش نگر

خون عاشق رنگ‌ها دارد بسی

گر ندیدی خاک میدانش نگر

دل که شد دیوانهٔ آن چشم و زلف

تا ابد مست و پریشانش نگر

تشنه‌لب ماند یوسف صد عزیز

بر سر چاه زنخدانش نگر

با لب او حرف شیرینی مزن

ای عسل تو کیستی شانش نگر

چون فشاند دست در رقص آن صنم

دل برد از دست دستانش نگر

سینه‌ام را چاک کن ای همنشین

جای دل بنشسته پیکانش نگر

نی همین کشت آن کمان‌ابرو مرا

صد چو من هر گوشه قربانش نگر

خونت کشید از گوشه‌های چشم من

کنجکاوی‌های مژگانش نگر

قدر من واقف نمی‌دانی اگر

خون من بر طرف دامانش نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۸ما قفس پرورده مرغانیم اسیر یکدگر
  2. شمارهٔ ۵۵۹صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ مدار
  3. شمارهٔ ۵۶۰هر شام می‌افروزم شمع مزار دیگر
  4. شمارهٔ ۵۶۱ما را کجاست حوصلهٔ جنگ روزگار
  5. شمارهٔ ۵۶۲آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگر
  6. شمارهٔ ۵۶۳دلش از درد محبت نطپیدست هنوز
  7. شمارهٔ ۵۶۴سخن از هجر مگو بنده‌نواز
  8. شمارهٔ ۵۶۵دل صدپاره‌ام ای شوخ جفا کار مسوز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.