پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۵

آنکه دل را یاد او بخشد سرور از راه دور

دیده را چون ماه کنهان داده نور از راه دور

از کجا آوردی این دست دراز ای آسمان

می‌کنی با ناتوانان عشق زور از راه دور

دم چه‌سان دزدم به خود در کوی این سنگین‌دلان

من که چون سیل آمدم لبریز شور از راه دور

وا رسیدم چون به او دیدم چراغ غول بود

هر که را کردم تصور شمع طور از راه دور

از برای دوربینی در تلاش عینکم

تا ببینم سوی آن حسن غیور از راه دور

زاهد بارد اگر ماند به ارباب صفا

دور نبود می‌نماید یخ بلور از راه دور

اندران وادی که من دیدارجویان می‌رسم

می‌کند واقف سیاهی کوه طور از راه دور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۷در محبت بی‌سرانجامیم نام ما مبر
  2. شمارهٔ ۵۵۸ما قفس پرورده مرغانیم اسیر یکدگر
  3. شمارهٔ ۵۵۹صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ مدار
  4. شمارهٔ ۵۶۰هر شام می‌افروزم شمع مزار دیگر
  5. شمارهٔ ۵۶۱ما را کجاست حوصلهٔ جنگ روزگار
  6. شمارهٔ ۵۶۲آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگر
  7. شمارهٔ ۵۶۳دلش از درد محبت نطپیدست هنوز
  8. شمارهٔ ۵۶۴سخن از هجر مگو بنده‌نواز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.