پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۱

عشق کارم تباه خواهد کرد

روزگارم سیاه خواهد کرد

آنچه از عمر فانیم باقیست

صرف در اشک و آه خواهد کرد

کار من گر نکرد گریهٔ شام

نالهٔ صبحگاه خواهد کرد

سرو اگر قامت تو را بیند

چه قدر واه واه خواهد کرد

نقش پای تو را چو مهر نماز

عالمی سجده‌گاه خواهد کرد

چشم مردم‌کشی که او دارد

کارم از یک نگاه خواهد کرد

بنشان آتشم که دود دلم

روز خلقی سیاه خواهد کرد

روشنم شد ز حسن روزافزون

که تو را رشک ماه خواهد کرد

کبک بر خویش پیش رفتارت

خندهٔ قاه‌قاه خواهد کرد

ماه نو گو برون میا کامشب

جلوه آن کج‌کلاه خواهد کرد

عشق سودای نوخطان واقف

نامه‌ام را سیاه خواهد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۳کرد دل تا در سر کویش وطن یادم نکرد
  2. شمارهٔ ۴۱۴در حریم او چو نتوانست قاصد راه برد
  3. شمارهٔ ۴۱۵رفتی و یک دم دل ما از طپیدن بس نکرد
  4. شمارهٔ ۴۱۶تا چند بر من از تو بیداد رفته باشد
  5. شمارهٔ ۴۱۷ماندیم در بلا و دعا را خبر نشد
  6. شمارهٔ ۴۱۸یعقوب اگر به بیت حزن گریه می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۱۹پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید
  8. شمارهٔ ۴۲۰بلا زان چشم فتان می‌گریزد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.