پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

دل ز پهلوی غم او شادمانی می‌کند

در پناه درد او جان زندگانی می‌کند

سال‌ها شد مرده‌ام وز مهربانی‌ها هنوز

ابر غم بر تربت من سایبانی می‌کند

گرچه پیری بی‌نمک کرد است عیشم را ولی

همچنان دل در برم شور جوانی می‌کند

جامهٔ عریان تنی نازک قماش افتاده است

لیک بر دوش سبک‌روحان گرانی می‌کند

آنکه یک شب شمع بالینم ز دلسوزی نشد

بعد مردن کی به خاکم گل‌فشانی می‌کند

نرگس او گاه‌گاه از سرمهٔ دنباله‌دار

با سیه‌روزان خود لطف نهانی می‌کند

غمزهٔ چشم کبود او به جانم آنچه کرد

حاش‌الله کی بلای آسمانی می‌کند

می‌شود واقف شبی بخت سیاه من دراز

زین تطاول‌ها که گیسوی فلانی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷کسی نماز در آیین ما درست کند
  2. شمارهٔ ۳۸۸شب سیاه فراقم چراغ دست نداد
  3. شمارهٔ ۳۸۹اشک من صد محله ویران کرد
  4. شمارهٔ ۳۹۰به کشور دل من تا غم تو والی شد
  5. شمارهٔ ۳۹۱تیرش ز دل غیر خطا شد چه به‌جا شد
  6. شمارهٔ ۳۹۲وه که در دست من بی‌سر و سامان افتاد
  7. شمارهٔ ۳۹۳کسی معنی حسن فهمیده باشد
  8. شمارهٔ ۳۹۴از صبا بوی یار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.